[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 21:24 ] [ علی عجملویی ]
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 18:41 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:38 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:38 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:36 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:35 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:33 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:33 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:32 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:30 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:29 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:27 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:25 ] [ علی عجملویی ]
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 18:21 ] [ علی عجملویی ]
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 11:59 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:27 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:25 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:22 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:18 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:14 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:13 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 17:11 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 19:9 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 19:2 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 18:57 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 18:54 ] [ علی عجملویی ]
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 18:48 ] [ علی عجملویی ]
زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است.
ديشب دلم هواي تو کرد و تو نبودي چشمانم براي تو باريد و تو نبودي ان يادگاري زيبا برگ گل سرخ تصوير اسم زيباي تو بود تو نبودي چشمانم تمناي نگاه تو ميکرد در اتش عشقِ تو بود و تو نبودي آن قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت ديدار تو بود و تو نبودي.
اي شمع آهسته بسوز شب دراز است ********* اي اشک آهسته بريز غم زياد است من خسته ترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا میفهمید! بود شمعي در غم پروانه اي شب بودو آسمان گريه ميکرد سرش را بر سينه ام نهاده بودمي گفت:قشنگترين قصه را برايم بگونگاهم را بر چشمان زيبايش دوختم گفتم: چشمانت را ببند چشمانش را بست ومن آهسته روي لبانش خم شدم وقصه ي بوسه را برايش گفتم آن گاه باران تمام شد وآسمان برسر من مرواريد پاشيد زندگي را دوست دارم به شرطه آنکه :
ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم.... گوش کن .......... هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ... ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود نبينمت نشسته اي نبينمت شکسته اي بيا و در حريم عاشقانه اي قدم بزن بيا و با تبسمت شکفتن دوباره را براي من رقم بزن جز تو از هيچ کسي پي ام نميخوام! بي تو من ياهو مسنجر نميخوام! تو که نيستي سيستممو نميخوام! يکي پرسيد اگه آي دي ات هک بشه؟ حتي اين خيال زشتو نميخوام! من تو را ميخوام...تو را ميخوام اونا را نميخوام فرصت چيزی است اگر زياد به دنبالش بگرديد از دست می رود . همون اندازه که ستاره هست ... اگه ماه بود ... بازم این آسمون بی تو سیاه بود ... هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند. نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد تو اوني كه اومد يه روز از آسمون نيستي تو اوني كه مي خواست منو تا پاي جون نيستي تو اوني كه بهشت و آورد رو زمين و نوشت كه فقط منو مي خواد همين ونداشت تو حرفاش نقطه چين نيستي [ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 18:40 ] [ علی عجملویی ]
Ring my bell, ring my bells.. Sometimes you love her Sometimes we rush it Coz the way that we touch is something that we can’t deny Ring my bell, ring my bells.. You move me closer Coz the way that we touch is something that we can’t deny oh yeah Ring my bell, ring my bells.. Say you want, say you need I say you want, I say you need Coz the way that we love is something that we can’t fight oh yeah Ring my bell, ring my bells.. __________________ [ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 18:33 ] [ علی عجملویی ]
I Need You To Say It
Just take me Yes, I know I wasn't perfect So I need you to say it Don't tell me Just take me Yes, I know I wasn't perfect Yes, I need you to say it All those times we fought So I need you to say it Yes, I need you to say it So I need you to say it(I want you to say it) Yes, I need you to say it(I want you to say it) Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in Technorati [ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 18:31 ] [ علی عجملویی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||